ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

266

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

شرحى را كه در مقامات حريرى آمده ، كه يكى از دانشمندان بزرگ دوران از تعيين محلّى عاجز مانده بود ، شاهد گفتار خود مىگيرد . 34 همهء اين دلايل كه ياقوت آورده در حد خود موجّه است و بار ديگر تصوّرى از آن ملاحظات عملى كه نوشته‌هاى جغرافيايى را به نزد مؤلّفان مسلمان پديد آورد و به كمال رسانيد ، به دست مىدهد كه البته ياقوت همه را ياد نمىكند . در آخر مقدّمه نام جغرافى شناسان سلف را بتفصيل مىآورد ؛ اما نبايد پنداشت كه نام همهء مؤلّفاتى را كه مرجع وى بوده‌اند آورده است . 35 سابقا بسيارى از آنها را نام برديم و دربارهء بعضيشان فقط بر ياقوت تكيه داشتيم ، زيرا متن آثارى كه از آنها نقل كرده به جا نمانده است . ياقوت مقدّمه را با تحليل كتاب و روش تأليف آن به سر مىبرد ؛ 36 كه روزن اين قسمت را در تحقيقى كه از آن ياد كرديم تا حدّى روشن كرده است . ياقوت تقاضاى كسانى را كه به اصرار خواستار اختصار كتاب وى بوده‌اند با خشونت رد كرده و در اين مورد به حكايتى از جاحظ در معايب اختصار كتب استشهاد مىكند . 37 به دنبال مقدّمه پنج باب هست كه به منزلهء مدخل كتاب است . باب نخست از نظريّات مختلف دربارهء شكل زمين بر اساس جغرافياى رياضى كه ماهيّت آن را مىشناسيم سخن دارد و خود او زمين را به شكل كره مىداند ، كه فلك چون مغناطيس از هر طرف آن را مىكشد . باب دوّم از نظام تقسيم اقاليم گفت‌وگو دارد و ضمنا بروج دوازده‌گانه و بلاد متعلّق بدان و راههاى عملى براى تعيين قبلهء هر شهر را نيز ياد مىكند . باب سوّم در تفسير اصطلاحات جغرافيايى است كه از بريد ، فرسخ ، ميل ، و عنوان ناحيه‌ها چون اقليم ، كوره ، ولايت ، استان ، رستاق ، طسوج ، جند ، آباد ، سكه ، و مصر گفت‌وگو مىكند ، آنگاه اصطلاحات جغرافياى نجومى را چون طول ، عرض ، درجه ، و دقيقه ، و اصطلاحات مخصوص خراج و درآمد زمين را چون صلح ، سلم ، عنوة ، خراج ، فىء ، غنيمت ، صدقه ، خمس ، و اقطاع شرح مىدهد . باب چهارم فهرست بلادى است كه مسلمانان گشوده‌اند به ترتيب خراجى كه از هر يك وصول مىشود . باب پنجم بحثى مقدماتى است در اخبار بلاد و مردم نواحى مختلف و طبقه‌بندى ممالك از لحاظ منزلت و اهمّيّت ؛ كه بابل به مقام اوّل است ، سپس هند ، آنگاه چين ، بعد ترك ، بعد روم . از پس اين بابهاى مقدمه‌وار كه پنجاه صفحهء كتاب را مىگيرد فرهنگ به معناى دقيق آغاز مىشود . نام مكانها مانند فرهنگهاى سابق به ترتيب ابجدى آمده ، ولى فراموش نبايد كرد كه ترتيب كلمات وابسته به يك حرف گاه به خلاف سابق است . پس از نام ، توضيحاتى مفصّل دربارهء تلفّظ آن با ذكر اختلاف قرائتها هست . غالبا ياقوت به توضيح منشأ و اصل كلمه مىپردازد و به عادت لغت شناسان عرب مىخواهد كلمه را از مايهء لغات عربى درآورد . جز در موارد استثنايى از انديشهء عربى نبودن آن غافل است و بحث لغوى معمولا با شواهدى از